مرتضى راوندى

414

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

روابط سياسى ايران و پرتغال چنان كه گفتيم ، پس از آنكه قسطنطنيه به‌دست سلطان محمد فاتح افتاد ، راه بازرگانى اروپا و آسيا از طريق درياى مديترانه بسته شد و سوداگران در جستجوى راه جديد تجارى به كوشش و تلاش برخاستند و نخست متوجه بندر اسكندريه شدند ، ولى بدرفتارى مماليك مصر و عوامل ديگر بازرگانان را بر آن داشت كه در جستجوى راه ديگرى سعى و تلاش نمايند . نخست دريانورد پرتغالى دياز از جنوب افريقا براى كشف راه دريايى هندوستان به كشتى نشست و وارد اقيانوس هند شد ، و دوازده سال بعد از او درياسالار پرتغالى ، واسكودوگاما از همان راه به هندوستان رسيد و با كشف اين راه جديد ، بر قدرت و اعتبار پرتغال و نفوذ سياسى و اقتصادى اين كشور افزود و دست اعراب مصر و يمن و عمان را از ادامهء فعاليتهاى بازرگانى در آن منطقه كوتاه كرد . بعد از او آلفونسودو آلبوكرك « 337 » با نيروى نظامى و چند كشتى در صدد تسخير جزيرهء هرمز برآمد و خواجه عطار ، نايب السلطنهء اين جزيره را به خراجگزارى پادشاه پرتغال فراخواند ، ولى خواجه با تكيه به نيروى نظامى خود ، تسليم نشد و كار آنها به جنگ كشيد . سرانجام پرتغاليها پيروز شدند و ضمن اخذ غرامت ، خواجه را خراجگزار حكومت پرتغال خواندند . وى متعهد شد همه‌ساله 15 هزار اشرفى به دولت پرتغال خراج بدهد و حقوق و امتيازات فراوانى براى پرتغاليان قائل شود . حكومت صفوى نيز كه از جهت قدرت دريايى ، خود را قادر به جنگ با حكومت پرتغال نديد ، ناچار با آن دولت قراردادى به اين نحو منعقد نمود : « 1 . قواى دريايى پرتغال با نيروى لشكرى پادشاه ايران به بحرين و قطيف مساعدت كند . 2 . نيروى دريايى پرتغال در فرونشاندن انقلابات سواحل بلوچستان و مكران با دولت ايران يارى كند . 3 . دو دولت ايران و پرتغال با هم متحد شوند و با تركان عثمانى بجنگند . » به موجب اين موافقتنامه ، دولت ايران از جزيرهء هرمز چشم پوشيد . پس از مرگ آلفونسودو آلبوكرك ، از طرف دولت پرتغال ، شخص ديگرى به عنوان نايب السلطنهء هندوستان برگزيده شد ، ولى به‌طور كلى مأموران پرتغالى در دوران قدرت خود به سبب آزمندى با مردم ، به بدى رفتار كردند و مراكز بازرگانى آنان يعنى هرمز ، مسقط و بحرين در اثر سوء سياست مسؤولان امور رو به ويرانى رفت . اين ايام مقارن بود با مرگ شاه اسماعيل اول و جلوس شاه - طهماسب بر تخت سلطنت . در اين دوره ، سلاطين ايران چون در غرب گرفتار جنگ با حريف زورمند خود ، يعنى سلطان سليمان خان قانونى ، پادشاه عثمانى بودند و در خراسان با ازبكان دست به گريبان بودند ، فرصت توجه به اوضاع خليج فارس پيدا نكردند ، و از طرف ديگر در اين دوره ، قدرت دريايى پرتغال در خليج فارس بلامعارض بود و ايران فقط در صورتى مىتوانست با پرتغال دست و پنجه نرم كند كه يا از جهت نيروى دريايى همپايهء پرتغال گردد ، و يا از دولت دريايى ديگرى در راه شكست پرتغاليان استمداد جويد . و چون هيچ‌يك از اين دو توفيق دست نداد ، ايران تا سال 1580 ميلادى ( 988 ه . ) كه پرتغال به تصرف دولت

--> ( 337 ) . Alphonse d'Albuquerque